تبليغاتX
امر به معروف و نهی از منکر(مقداد قربانی)
چگونگی انجام امر به معروف و نهی از منکر و توضیحاتی در مورد حجاب
 

به اطلاع دوستان بازدید کننده میرسانم:

 تمامی این عکسها از بسیجیان غیور هست وهیچگونه

 

ارتباطی با نیروی زحمتکش و خدمتگذار انتظامی ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
نیروهای عملیاتی بسیج
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
حجاب محدودیت نیست مصونیت است

 

وظیفه زنان در برخورد با نامحرمان

قرآن کریم می‏فرماید به زنها هم‏ بگویید که چشمها را از چشم چرانی و از نگاه به آنچه نباید نگاه کرد حفظ کنند و دامنهای خودشان را ، هم از نگاه کردن دیگران و هم از فحشا حفظ کنند ، یعنی همان دستور و همان عبارتی که در مورد مردان آمد . اینجا دو مطلب باید عرض کنم . این دو مطلب در مورد خانمها ، با اینکه هیچ فرقی با آنچه در مورد مردهاست نمی‏کند ، تا اندازه‏ای کوچک‏ شمرده می‏شود : یکی اینکه برخی زنها شاید اینجور خیال کنند که فقط مردها مجاز نیستند که به زنها نگاه کنند ، فکر می‏کنند اگر ممنوع است ، فقط مردها از نگاه کردن یا نگاه کردن با تلذذ و ریبه ممنوعند و دیگر زن چنین ممنوعیتی نسبت به مرد ندارد و حال‏ آنکه هیچ فرق نمی‏کند ، اگر جایز نیست برای هر دو جایز نیست و اگر جایز است برای هر دو جایز است ، یعنی در همان حد که مرد ممنوع است زن هم در همان حد ممنوع است . ولی معمولا خیال می‏کنند که نه ، فقط مرد است که‏ نباید چشمش به زن بیفتد یا از روی تلذذ نباید نگاه کند ولی زن اگر چشمش‏ به مرد افتاد یا هر جور ورانداز کرد اشکالی ندارد زیرا او زن است که به‏ مرد نگاه می‏کند !


اینطور نیست ، قرآن هیچ فرقی در مسأله نگاه میان زن و مرد قائل نیست‏ . البته بعضی از خانمها به این مسأله توجه دارند ولی شاید خیلی از آنان‏ به آن بی‏توجهند . مطلب دوم که این را البته بیشتر توجه دارند و شاید قلیلی توجه نداشته‏ باشند این است که خیال می‏کنند زن به زن مطلقا محرم است یعنی حتی به‏ عورت زن هم محرم است ، فقط مرد است که نسبت به عورت مرد دیگر نا محرم است ولی زن نسبت به تمام بدن هر زن حتی نسبت به عورت او ، محرم‏ است . البته این را همانطور که عرض کردم غالبا می‏دانند که چنین نیست‏ ولی یک اقلیتی خیال می‏کنند که زن به زن مطلقا محرم است . اینطور نیست‏ ، در مورد عورت ، زن هم به زن محرم نیست ، حتی مادر هم به دختر خودش‏ محرم نیست ، دختر هم به مادر محرم نیست، خواهر هم به خواهر محرم نیست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

اسلام آخرین آیین الهى و بالطبع کامل‏ترین دین است و براى همیشه و همه بشریت، از طرف خداوند عالم، نازل شده است، لباس را «هدیه الهی» معرفى نموده و وجوب پوشش زنان را با تعدیل و انتظام مناسبى به جامعه بشرى ارزانى داشته است. از انحرافات و یا افراط و تفریطهایى که پیرامون پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشریح قانون، حدّ و مرزى متناسب با غرایز انسانى را در نظر گرفته است. در حجاب اسلامى، سهل‏انگارى‏هاى مضر و سختگیرى‏هاى بى‏مورد، وجود ندارد. دستور به رعایت حجاب هم در قرآن کریم مطرح شده و هم در احادیث و روایات اسلامی. پیامبر(ص)و ائمه معصومین علیهم السلام علاوه بر تأکیداتى که بر رعایت حجاب داشته‏اند، با ارائه دستورالعمل‏هایى، جامعه اسلامى را به‏سوى تهذیب و پاکى، رهنمون گشته‏اند .از پیامبر اسلام در مورد پرهیز از پوشش بدن نما و نازک آمده:روزى، اسماء - که خواهر زن پیامبر بود - ، با جامه بدن‏نما و نازکى به خانه پیامبر آمد. پیامبر، روى خود را از او برگرداند و فرمود: اى اسماء! زن، وقتى به حدّ بلوغ رسید، نباید جایى از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست‏ها». (سنن ابى داود، ج 2، ص 383)

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

کلمه‏ حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب . بیشتر استعمالش به معنی پرده است . این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‏دهد که‏ پرده وسیله پوشش است ، و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی‏ حجاب نیست ، آن پوشش حجاب نامیده می‏شود که از طریق پشت پرده واقع‏ شدن صورت گیرد . استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است . در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه " ستر " که به معنی پوشش است به‏ کار رفته است . بهتر این بود که این کلمه عوض نمی‏شد و ما همیشه همان کلمه " پوشش " را به کار می‏بردیم . زیرا معنی شایع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به کار برده می‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن‏ است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است‏ زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود .


وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده است بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند . زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست . در برخی‏ از کشورهای قدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهائی وجود داشته است ولی‏ در اسلام وجود ندارد.پوشش زن در اسلام اینست که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمائی نپردازد . آیات مربوطه همین معنی را ذکر می‏کند و فتوای فقهاء هم مؤید همین مطلب است و حدود این پوشش در قرآن و منابع سنت ذکر شده است . آیاتی که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره‏ مبارکه احزاب ، حدود پوشش و تماسهای زن و مرد را ذکر کرده است بدون‏ آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد . آیه‏ای که در آن ، کلمه حجاب به‏ کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
فدائیان رهبر
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

بصیرت در دین

بصیرت در دین یعنی اطلاع کافی و صحیح در امور دینی داشته باشد ، حلال را از حرام ، واجب را از غیر واجب تشخیص بدهد ، به عنوان نمونه خوارج در تاریخ اسلام گروهی بودند که از این بصیرت محروم بودند ، به همین جهت آنها یک آیه قرآن را که می‏فرماید : " « إن الحکم‏إلا لله یقص الحق و هو خیر الفاصلین » فرمان جز به دست خدا نیست که حق را بیان می کند و او بهترین داوران است. (انعام ، . 57) دست آویز قرار دادند و جمله " لا حکم‏إلا لله " را شعار خود ساختند ، در صورتی که این آیه ربطی ندارد به موضوعاتی از قبیل‏ موضوع حکمیت و امثال آن. بصیرت در دین اگر نباشد زیان امربه معروف و نهی از منکر بیشتر از سودش می باشد بصیرت در دین یعنی تشخیص کارشناسانه و دقیق نسبت به موضوع معروف و منکر و تشخیص این که مصداق واقعی معروف و منکر کدام است. گاهی یک اقدام خالی از بصیرت نه تنها جایگاه معروف را تثبیت نمی کند بلکه باعث سستی پایه آن و یا تقویت بنیاد منکر می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
علی علیه السلام درباره پیغمبر اکرم اینطور تعبیر می‏کند:

« طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه » ''یعنی "او طبیب بود، پزشکی بود که بیمارها و بیماریها را معالجه می‏کرد''.مقصود اینست که پیغمبر دو گونه عمل می‏کرد، یک نوع عمل پیغمبر ، مهربانی و لطف بود، اما اگر به مرحله‏ای‏ می‏رسید که دیگر لطف و مهربانی و احساس و نیکی سود نمی‏بخشید، آنها را به حال خود نمی‏گذاشت، اینجا بود که وارد عمل جراحی و داغ کردن می‏شد.
البته گذشته از اینکه ما در اجراء امر به معروف و نهی از منکر باید عمل را دخالت دهیم، به این نکته توجه داشته باشیم که عمل هم‏ اگر فردی باشد چندان مفید فایده‏ای نیست خصوصا در دنیای امروز.

این هم‏ خود یک مشکلی است در زندگی اجتماعی ما که آنهایی هم که اهل عمل می‏باشند توجهی به عمل اجتماعی ندارند و به اصطلاح تک‏رو می‏باشند. از عمل فردی‏ کاری ساخته نیست، از فکر فرد کاری ساخته نیست، از تصمیم فرد کاری‏ ساخته نیست، همکاری و همفکری و مشارکت لازم است. در تفسیر المیزان در ذیل آیه کریمه قرآن کریم: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا» ترجمه:''اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!'' (سوره آل عمران، آیه. 200) بحثی دارد راجع به اینکه دستور اسلام‏ اینست که تفکر، تفکر اجتماعی باشد.       کربلایی110
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
فدائیان رهبر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

به طور کلی مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر را می توان به صورت زیر خلاصه نمود:

اولین درجه و مرتبه نهی از منکر هجر و اعراض است

یعنی وقتی‏ شما فرد یا افرادی را می‏بینید که مرتکب منکراتی می‏شوند، مرتکب کارهای‏ زشتی می‏شوند، به عنوان مبارزه با کار زشت او و برای اینکه او را از کار زشتش باز دارید، از او اعراض می‏کنید، وی را مورد هجر قرار می‏دهید، یعنی با او قطع رابطه می‏کنید.البته‏ انسان باید در باب امر به معروف و نهی از منکر منطق به کار ببرد، این در موردی است که اگر شما به آن شخصی که با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان دهید، این عمل‏ شما نسبت به او تنبیه باشد و تنبیه تلقی شود، و الا مواردی هم هست که کسی ، فرزند شما ، دوست شما ، جوانی ، مبتلا به عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است که از گذشته داشته است، چه بسا از اینکه شما با او قطع رابطه کنید استقبال می‏کند تا او هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهای زشت برود. پس این که علما می‏گویند یکی از درجات امر به معروف و نهی از منکر اعراض و هجر است ، در موردی است که کار شما اثر بگذارد و اثر آن هم‏ تنبیه طرف باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

درجه دوم مرحله‏ زبان است.

مرحله پند و نصیحت و ارشاد است، یعنی بسا هست آن بیماری‏ که دچار منکری هست و عمل زشتی را مرتکب می‏شود، به خاطر جهالت و نادانی او است، تحت تاثیر یک سلسله تبلیغات قرار گرفته است، احتیاج به مربی دارد، احتیاج به هادی و راهنما و معلم دارد، احتیاج به‏ روشن کننده دارد، احتیاج به فردی دارد که با او تماس بگیرد، با کمال‏ مهربانی با او صحبت کند، موضوع را با او در میان بگذارد، معایب و مفاسد را برای او تشریح کند تا آگاه شود و باز گردد. به این معنی که در مواردی که کسی با ما تماس دارد و نیز به یک عمل منکر و زشتی ابتلا دارد و ما می‏توانیم با منطقی روشنگر او را به ترک آن عمل قانع کنیم، بر ما واجب است که با چنین منطقی با آن شخص تماس بگیریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

مرحله سوم ، مرحله عمل است.

گاهی طرف در درجه‏ای و در حالی است که‏ نه اعراض و هجران ما تاثیری بر او می‏گذارد و نه می‏توانیم با منطق و بیان‏ و تشریح مطلب ، او را از منکر باز داریم، بلکه باید وارد عمل شویم، اگر وارد عمل شویم، می‏توانیم، البته معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست، کتک زدن و مجروح کردن نیست، البته نمی‏گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بله‏ مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است، اسلام دینی است که طرفدار حد است، طرفدار تعزیر است، یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی‏ می‏رسد که مجرم را جز تنبیه عملی چیز دیگری تنبیه نمی‏کند و از کار زشت‏ باز نمی‏دارد. اما انسان نباید اشتباه کند و خیال کند که همه موارد ، موارد سختگیری و خشونت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
ما بی خیال سیلی مادر نمیشویم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 4 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
بالای سرم عکس تو را نصب نمودم یعنی که سر من به فدای قدم تو
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 4 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

پس معنای احتمال تأثیر اینست که احتمال بدهی‏ مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. حال از شما سؤال می‏کنم که چرا در مورد نماز نگفته‏اند اگر احتمال می‏دهی‏ این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست مترتب می‏شود بخوان، و اگر احتمال نمی‏دهی نخوان؟ وهمچنین درباره وضو و روزه و حج و غیره. برای این که آنها تعبدی محض می‏باشند. ما نمی‏توانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در این که باید بکنیم یا نباید بکنیم و چه جور بکنیم‏ دخالت بدهیم. ولی امر به معروف و نهی از منکر از کارهائی است که‏ ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید است و به چه شکل مفید است و مؤثر است و بهتر ثمر می‏دهد و بار می‏دهد و نتیجه می‏دهد، همه را شارع در اختیار عقل ما و فکر ما و منطق ما گذاشته است. عرض کردم صاحب‏ جواهر هم می‏گوید: در همه موارد، یگانه چیزی را که باید در نظر گرفت‏ اینست که به چه نحو و به چه شکل و با چه کیفیت و چه وسیله، به هدف و مقصود نزدیک می‏شویم. اگر این مطلب را خوب بفهمیم طرز فکر ما در فهم اخبار و احادیث امر به معروف و نهی از منکر عوض می‏شود و بسیاری از تعارضهائی که خیال‏ می‏کنیم بین ادله این اصل در بعضی خصوصیات وجود دارد مرتفع می‏شود. خلاصه اینکه اگر ما راستی می‏خواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم‏ باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین‏ حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی روانشناسی و اجتماعی. در این وقت است که صد در صد امید موفقیت هست                           از طرف : کربلایی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان احتمال اثر بدهد. معنی این جمله چیست؟ امر به معروف و نهی از منکر را بشر باید با منطق خودش اداره کند، یعنی همیشه در کارها باید روی آن نتیجه‏ای که‏ باید بر آن مترتب بشود، حساب بکند، نیرو مصرف می‏کنی ، مایه مصرف‏ می‏کنی، امر به معروف و نهی از منکر می‏کنی، ولی حساب کن ببین در این‏ کار ، تو چقدر به نتیجه و هدف می‏رسی. مثل تاجری باش که وقتی سرمایه‏اش‏ را خرج می‏کند، روی حساب می‏خواهد سودی که از این کار می‏برد، بیش از سرمایه‏ای باشد که مصرف می‏کند. اگر می‏خواهید بدانید که در متن دستورات اسلامی به دخالت دادن منطق در امر به معروف و نهی از منکر توجه شده، به این نکته توجه کنید: فقهاء عموما به استناد اخبار و احادیث گفته‏اند که یکی از شرائط امر به معروف‏ و نهی از منکر احتمال تأثیر است. احتمال اثر یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد: نماز مصلحتی دارد، روزه مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، امر به معروف و نهی از منکر هم مصلحتی دارد. مصلحت این کار اینست که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد.                                                             از طرف:کربلایی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
یکی دیگر از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد، یعنی آدم ناتوان نباید امر به‏ معروف و نهی از منکر بکند. این مطلب در اخبار و روایات ما هم‏ هست، متن حدیث است که در فقه ما هم آمده است: « انما یجب علی القوی المطاع» امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد. یعنی آدم ناتوان نباید امر به‏ معروف و نهی از منکر بکند، یعنی‏ حساب اینست که امر به معروف و نهی از منکر برای رسیدن به نتیجه است، برای اینست که : نیرو را حفظ کن و نتیجه بگیر. اما آنجا که تو ناتوان‏ هستی، یعنی نیرویت را از دست می‏دهی و به نتیجه نمی‏رسی، نه. دراینجا یک اشتباه بسیار بزرگ برای بعضیها پیدا شده است و آن اینکه‏ ممکن است کسی بگوید: من که قدرت ندارم فلان کار را انجام بدهم، اسلام‏ هم که گفته اگر قدرت نداری، نکن، پس دیگر من خیالم راحت است. این ، اشتباه است، اینجا که می‏گویند احتمال ، نه معنایش اینست که برو در خانه‏ات‏ بنشین، بعد بگو من احتمال اثر می‏دهم، احتمال اثر نمی‏دهم. در این مورد باید بروی کوشش بکنی، حداکثر تحقیق را بکنی‏، تا ببینی و بفهمی که آیا به نتیجه می‏رسی یا نمی‏رسی. کسی که بی‏اطلاع‏ است و دنبال تحقیق هم نمی‏رود تا بفهمد از این امر به معروف و نهی از منکرش به نتیجه می‏رسد یا نمی‏رسد، چنین عذری را ندارد. اسلام هم می‏گوید بسیار خوب ، ولی برو قدرت را به دست بیاور ، این ، شرط وجود است ، نه شرط وجوب. یعنی گفته‏اند تا ناتوانی دست به کاری نزن که به نتیجه نمی‏رسی ، ولی برو توانایی را به دست آور تا بتوانی به نتیجه برسی.
در امر به معروف و نهی از منکر باید دید امر به معروف و نهی از منکر را برای چه می‏خواهی بکنی؟ در چه موضوعی می‏خواهی امر به معروف و نهی از منکر کنی؟ یک وقت موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع کوچکی است‏، مثلا کسی کوچه را کثیف می‏کند، پوست خربزه را می‏اندازد در کوچه ، شما اینجا باید نهی از منکر کنید، باید او را ارشاد و هدایت کنید، باید به او بگویید این کار را نکن درست نیست، حالا اگر شما برای نهی از منکر کردن در چنین مسئله‏ای ، به خاطر پوست خربزه در کوچه انداختن ، بدانید یک فحش ناموسی به شما می‏دهد، در این صورت این کار آنقدر ارزش ندارد که شما یک فحش ناموسی بشنوید.
                                                                                  از طرف کربلایی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

بعضی از ما مسلمونا از امر به معروف و نهی از منکر سر باز می زنیم"و هر چند ممکنه از بی توجهی دیگران به معروف و یا ارتکاب منکر افسرده و ناراحت باشیم"ولی اینگونه استدلال می کنیم که گفتن ما اثری نداره و کسی حرف ما رو قبول نمی کنه.و با این بیان به خیال خودمون تکلیفمون رو انجام دادیم و خودمون رو در مقابل اون چیزهایی که در جامعه میگذره " غیر مسول می دونیم.

اشتباه ما اینه که گمان میکنیم:امر به معروف و نهی از منکر تنها یه مرحله داره و اون هم گفتن با زبونه(تذکر لسانی)که اگر تو این مرحله "احتمال تاثیر  وجود نداشت " تکلیف بر داشته میشه.

و یه چیز دیگه اینکه فکر می کنیم امر به معروف و نهی از منکر صرفا یه کار انفرادیه.حال اونکه اگه گفتن یه نفر موثر نیست باید تعداد بیشتری اقدام کنیم تا موثر واقع شه و اگه گفتار "تاثیری نداشته باشه"نوبت به مرحله ی دوری کردن و کناره گیری از گناهکاران فرا می رسه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
برای شادی روحش صلوات

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
حضرت امیر(ع) در دوران حکومت خود" در میان اصحاب خود همیشه با افراد سست و کم تحرک مواجه بود و از آنها گلایه داشت:به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان معاویه بر یک زن مسلمان و یک زن کافر ذمی وارد شده خلخال"دست بند"گردن بند و گوشواره ی او را ربوده و آن زن با گریه و زاری از خویشاوندان خود " تقاضای کمک داشته و نمی توانسته جلوی آنها را بگیرد" آنان از این غنیمت باز گشتند بدون آنکه هیچ یک از آنها صدمه ای ببیند"اگر مسلمانی با شنیدن این واقعه از غم و غصه جان دهد نباید ملامت شود

                                                                                  (نهج البلاغه"نامه۲۷)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

هر کسی از ظن خود شد یار من         از درون من نجست اسرار من

سر من "از ناله ی من دور نیست         لیک"چشم و گوش را آن نور نیست

با لب دمساز خود گر جفتمی                   همچو نی"من گفتنی ها گفتمی 

                                                                                           (مولانا)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

نمیدونم چرا بعضی ها(تاکید میکنم بعضی ها!!!) وقتی اسم امر به معروف میاد به یاد برخورد های فیزیکی مامورن آمر میفتند؟بابا امر به معروف همیشه جلوی بی حجابی رو گرفتن و برخورد با خلافکاران نیست.راهنمایی کردن حتی ۱ کودک به کار پسندیده هم یه نوعی امر به معروفه.یا جلوگیری کردن از یک کار ناپسند حتی با یک لبخند نوعی نهی از منکره. اصلا امر به معروف ۴ مرحله داره.اول با نگاه کردن به یه فرد و فهماندن کار مثلا اشتباه او شروع میشه و مرحله ی آخر آن برخورد فیزیکی هست.اما متاسفانه بعضی ها (برای بار دوم تاکید میکنم بعضی ها!!!)تا اسم امر به معروف میاد فکر میکنن که میزنن و میبرنو ...  .شما بعضی ها! اگه کسی مزاحم اعضای خانوادتون یا بستگانتون بشه دوست ندارید که فرد مزاحم به سزای اعمالش برسه؟آیا تا حالا سعی کردید خودتونو جای یه برادر یا پدری بذارید که به خواهر یا فرزندش تجاوز کردن؟آدم همیشه باید همه ی جنبه ها رو در نظر بگیره.

                                                                                      سخن نویسنده                             

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

مردم همیشه در خیر هستند تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند           رسول اکرم(ص)

سخن بنده:با وجود فرمایش گهر بار پیامبر اکرم (ص) مردم باید تا آنجا که میتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند.لیکن متاسفانه میبینیم که افرادی از خدا بی خبر هستند که با آمرین به معروف همکاری نمیکنند و حتی در بعضی مواقع به مقابله با انان می پردازند.ان شاالله که ایزد منان آنها را به راه راست هدایت کند.مگر غیر از این است که امربه معروف  نهی از منکر برای حفظ ناموس است؟بنده که بعید میدانم کسی پیدا شود که نسبت به ناموس خود بی تفاوت باشد.اگر هرکسی بتواند با رعایت شرایط امر به معروف و نهی از منکر این وظیفه ی شرعی را حتی بصورت تذکر لسانی انجام دهد دیگر شاهد تباه شدن جوانان وجامعه نخواهیم بود.دیگر شاهد لکه دار شدن عفت دختران نخواهیم بود.دیگر نخواهیم دید که افرادی هوسباز بدنبال ناموس دیگران هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
 
بسم رب الحسین
با یاد خدا دلها آرام میگیرد
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام.اسم من مقداده..2تا آرزو تو این دنیای وانفسا دارم.اولیش شهادته.دومیش دیدن گل روی رهبر عزیزمون(حفظ الله)هست.انشاالله. سعی میکنم تا اونجا که میتونم مطلب هام رو به روز کنم.اگه لایق دونستید نظر هم بدید تا در بهتر شدن این وبلاگ از اونها استفاده کنم. به امید ظهور حضرت ولی عصر(عج).یا علی مدد.
در ضمن این وبلاگه یکی از دوستان بنده هست.حتما سر بزنید
www.ashke-faryad.blogfa.com

پیوندهای روزانه
پايگاه رسمی هیات رزمندگان شمیرانات
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1388
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
موضوعات مطالب وبلاگ
امر به معروف و نهی از منکر
حجاب
گالری تصاویر (بسیجیان)
فدائیان سید علی
***اشک فریاد***
کربلایی 110(علی اکبر محمد زاده)
دخترای بسیجی
شهر تیله ای
رقص گلها
هیئت محبین ام الائمه فاطمه
دل نوشته های قاصدک
غرفه ی ناز
شهیدان محمد زاده
هنر جنگ
کهف الشهدا
گروه فرهنگی افلاکیان
منتظران ظهور
در سایه سار معرفت
خدا کنه صاحبش(مهدی فاطمه)زودتر بیاد...
انتظار فرج
جنگ خاموش(جبهه ی فرهنگی)
چفیه ی خاکی
فدایی سید علی
یا حسین(ع)سالار زینب
استاد مهدي طيّب ( حفظه الله )
مهدی زهرا(عج)...
کاروان بهشتیان زمین
هیات بیت الزهرا(س)
ز گهواره تا گور دانش بجوی
ترنم عشق
نهانخانه ی دل
امتداد راه
افق توسل
شکوفه ی عصمت
شمیران
آل طه(خادم اهل بیت)
کوچه باغ(آدم برفی)
کجایی خدا
حجاب(حتما سر بزنید)
بسیجی عاشق ولایت
پرواز تا خدا...
فترس 67
ناد علی(ع)عشاق الزهرا(س)
پرواز به سوی مفقیت
بسیجیان خط شکن(فدایی ولایت)
دلتنگی های یک بسیجی
علمی سیاسی مذهبی
بیداریه
محمود احمدی نژاد(خاطرات شخصی)
حمید رضا علیمی(مداح محبوب و داداش خوب من)
اذان شهادت
شهادت طلب
ظهور نزدیک است...(عدالت طلب)
مبارز (یک بچه مسلمان)
شکوفه ی سیب
علمدار
پلاگفا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes

JavaScript Codes کدهای خفن جاوا اسکریپت

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران