تبليغاتX
امر به معروف و نهی از منکر(مقداد قربانی)
چگونگی انجام امر به معروف و نهی از منکر و توضیحاتی در مورد حجاب

از کجا بگم؟ اینقدر حرفهای نگفته تو این سینه ی من هست که نمیدونم از

 کجا شروع کنم.      

آخه نمیشه آدم نسبت به همه چیز بی تفاوت باشه.تو استان سر سبز

 مازندران شهر هایی که تو نوار ساحلی قرار دارند و به اصطلاح توریستی

 هستند(که انشاالله توریستی نمیشد.که هر چی میکشیم از همین

 توریست های بی بند و بارند که ظاهرا به جای تفریح میان که ناموسشون

 رو به همه نشون بدن.) آخه من نمیدونم این غیرت کجا رفته؟شرف کجا

 رفته؟(البته بگم که همه ی مسافرین جزو این دسته نیستن.چونکه افراد

 بسیار محترم و خانواده داری هم برای مسافرت میان)وضعیت شهرها که

 افتضاح شده.لب ساحل ها که بماند.اصلا یه طوری شده که کسی بخواد

 تذکر هم بده تردید داره که این کار رو انجام بده یا نه؟که نکنه بعدش زیر

 سوال بره.از هر نا کجا آبادی میان اینجا هر غلطی دوست دارن میکنن. اون

 هم تو شهرهایی که ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ و یا خیلی بیشتر از این

 شهید داده.شهدا خوش بحالتون که رفتید و شاهد این درد کشیدن ها

 نیستید.اصلا همه ی اینها یه طرف من بعضی اوقات به خودم میگم وقتی

 که دهها چشم به دنبال یه خانم یا دختری هست اون شوهر یا برادر چطور

 به روی خودشون نمیارن که بابا این ناموسمونه.یه وقتایی فکر میکنم که

 خوشحال هم میشن.

مسافرین محترم!!!!!!!!! میان سه ماهه تابستون یا تعطیلات عید هر کاری

 دوست دارن میکنن و با هر وضعی که میخوان میچرخن و میرن اونوقت

 چیزی که  میمونه روسیاهی ما خدمت شهداست. خیلی ها میگن خب

 اینها میهمانند ولی ما مهمونه اینطوری صد سال دیگه هم نمیخوایم.به امام

 زمانمون (عج) چی بگیم؟؟؟؟؟؟؟ گاهی وقتا میشه آدم دلش واقعا

به درد میاد.خیلی حرفهای دیگه تو سینمه ولی نمیدونم چطور بگم. 

      شاید بعدا

 نوشتم.میدونم که حرفهای من تاثیری نداره و من باید ازخودم شروع کنم

 ولی لا اقل با حرف زدن یه کم سبک میشم.

به امید اون روزی که آقامون بیاد و امربه معروف و نهی ازمنکر واقعی رو اجرا

 کنه...                                                آمین                              

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
با عرض سلام خدمت دوستان.مدتی درگیر یکسری مسائل بودم که

نتونستم وبم رو بروز کنم.راستش درد هایی تو دلمه که دیگه نمیتونم تو دلم

 نگه دارم. خلاصه اینکه بدون مقدمه میخوام برم سر اصل مطلب. 

 

 

القصه: چرا؟؟؟ چرا امر به معروف و حتی نهی از منکر دیگه بین مردم و

مسولین هیچ جایگاهی نداره؟؟؟

آخه بابا مگه از واجبات دینمون نیست؟مگه  یکی از دلایل قیام عظیم کربلا

امر به معروف نبود؟مگه امام حسین (ع) سر مبارکش رو در همین راه فدا

نکرد؟اونوقت منه بد بخت اسم خودمو میذارم بچه شیعه.نوکر امام

حسین و خیلی چیزهای دیگه.اما وقتی باید عمل کنم مثل ... جا میزنم.از

این میترسم که نکنه آبروم بره؟!نکنه با حتی یه تذکر سرزنش بشم؟!اره

این درست که اگه بحث آبرو و جان و مال و ناموس مطرح میشه و اگه در

 خطرند این وظیفه ساقط میشه اما بقیه ی موارد چی؟

میرم تو هیات یه ساعت تموم برا اهل بیت عزاداری میکنم اونوقت که میام

 بیرون انگار نه انگار.....

خانم مثلا محترم(که انگار شوهر بی غیرتش با رضایت کاملا و از صمیم قلب

 ازش راضیه)رو میبینیم که با وضع وحشتناک و زننده تو کوچه و

 خیابون ......   بماند....

اونوقت منی که مدعی هستم شیعه ام خم به ابرو هم نمیارم.چرا باید

اینطوری باشه؟

مسولین عزیز که قربونشون برم اصلا بیییییییییخیال.

ای که بر ذات خراب بعضیهاشون(تاکید میکنم بعضیهاشون)لعنت.میدونی

 چرا؟ظاهرا مسولین گرامی(که به قول یه عزیزی بزرگترینو سنگینترین

 چیزی که بلند میکنن یه خودکار بیک -ه .نه سرما میخورن نه گرما. ماهی

 فلان قدر حقوق و مزایا و حق ماموریت میگیرن که البته ماموریتهاشون....باز

 هم بماند..)میخوان ارگانی نظیر ستاد اجرائی امر به معروف و نهی از منکر

 رو که از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایرانه حذف کنند یا خلاصه یه

 بلایی سرش بیارن.از یه بزرگی سوال کردم مگه فلانی یا فلانی یا ...

 نمیدونن که وضعه مملکت اینه و فساد اخلاقی و اجتماعی داره تو مملکت

 امام زمان(عج) بیداد میکنه؟اون بنده خدا گفت وقتی بچه های همون فلانی

 و فلانی که گفتی خودشون مشکل اخلاقی دارن اونوقت چه انتظاری

 میشه داشت؟؟؟واقعا هم نمیشه انتظاری از بعضی از این مسولین

 داشت. حالا نمیدونم اصلا من این وسط چیکارم که اینقدر دارم با ملت بحث

 و جدل میکنم؟؟؟

فقط میتونم یه دعا بکنم که خدایا!به  همون امام زمانت قسمت میدم اگه

این مسولین ما قابل هدایت نیستند در دنیا و آخرت رسواشون کن.

                                                                   < الهی آمین>

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

صاحب جواهر الکلام بعد از نقل این عبارتها یا قسمتی از این عبارتها از شیخ طوسی، اینطور به گفته خود ادامه می دهد: «نعم، من اعظم افراد الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و اعلاها و اتقنها و اشدها تأثیرا خصوصا بالنسبة الی رؤساء الدین هو ان یلبس رداء المعروف واجبه و مندوبه و ینزع رداء المنکر محرمه و مکروهه، و یستکمل نفسه بالاخلاق الکریمة، و ینزهها عن الاخلاق الذمیمة؛ یعنی آری، از بزرگترین امر به معروف و نهی از منکرها و بالاترین آنها و پایه دارترین آنها و مؤثرترین آنها خصوصا نسبت به زعماء دینی (که مردم به آنها و عمل آنها می نگرند) اینست که عملا جامه کار نیک بپوشد و در کارهای خیر، چه واجب و چه مستحب عملا پیشقدم باشد، جامه زشتکاری را از اندام خود دور کند، نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل کند و اخلاق زشت را از خود دور نگهدارد». بعد می فرماید: «فان ذلک منه سبب تام لفعل الناس المعروف و نزعهم المنکر، خصوصا اذا اکمل ذلک بالمواعظ الحسنة المرغبة و المرهبه، فان لکل مقام مقالا، و لکل داء دواء، و طب النفوس و العقول اشد من طب الابدان؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر از طریق حسن عمل، سبب مؤثر و کاملی است و ممکن نیست بی اثر بماند، خصوصا اگر به پند و اندرزهای خوب زبانی ضمیمه شود که هر مقامی سخنی را ایجاب می کند و هر دردی دوائی دارد. بهداشت و معالجه روح مردم مشکل تر و پرپیچ و خم تر است از معالجه بدن آنها». در آخر، سخن خود را به این جمله ختم می کند: «مسال الله التوفیق لهذه المراتب؛ یعنی از خدا مسئلت می نمائیم که ما را برای رسیدن به این درجات موفق بدارد».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 2 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 



در حدیث است: «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم؛ مردم را به دین حق و صلاح دعوت کنید اما با ابزاری غیر از ابزار زبان یعنی با ابزار عمل» (اصول کافی ج 2 ص 78 باب ورع). در حدیث دیگری است که معمولا مورد استناد فقهاء در باب امر به معروف و نهی از منکر است که: «ما جعل الله بسط اللسان و کف الید و انما جعلهما یبسطان معا و یکفان معا» (فروع کافی، ج 3، ص 55). یعنی چنین نیست که خدا اجازه داده باشد که تنها زبان باز باشد ولی دست بسته باشد، بلکه اگر باز است هر دو باید باز باشد و اگر می خواهد بسته باشد هر دو بسته باشد، یعنی اگر عمل در کار نباشد خوب است زبان هم بسته باشد.

در اینجا استنباط یکی از بزرگترین فقهای اسلامی را از این حدیث و امثال این حدیث برای شما از کتاب خودش نقل می کنم. شیخ ابوجعفر طوسی معروف به "شیخ الطائفه" در کتاب "نهایة" که از متون معتبر فقهیه ما است می فرماید:  امر به معروف، هم به وسیله دست می شود و هم به وسیله زبان، اما به وسیله دست معنایش اینست که خودش شخصا عامل کار خیر باشد و عملا از منکرات اجتناب کند تا مردم خودبخود به او تأسی جویند»اما به وسیله زبان به این نحو است که مردم را دعوت کند و نوید بدهد که در دنیا مورد ستایش و در آخرت مشمول پاداش الهی واقع می شوند و آنها را از کیفرهای بد بترساند. بعد می فرماید:یک قسم از امر به معروف یدی و عملی اینست که طرف را تأذیب کند و گاه منجر به قتل نفس و جراحت می شود، ولی اگر مستلزم زدن و قتل نفس باشد بدون دستور حکومت شرعی جایز نیست.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/19ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

مهلت توبه با توجه به آیات قرآن :



توبه اولین منزل اهل سلوك و اهل عبادت و عبودیت است. اگر كسی آهنگ تقرب نزد

پروردگار را داشته باشد، برای اینكه خود را آماده كند باید از گذشته سیاه و تیره خود باز

 گردد و توبه كند. انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی كه

 مرگ مستقیما به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه كردن دارد. تنها در وقتی كه

 انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات ندارد توبه مورد قبول واقع

 نمی شود، آن ساعات و لحظات آخر كه در تعبیرات حدیثی، ساعت معاینه نامیده

 شده است، یعنی لحظه ای كه انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه می كند،

 بچشم می بیند، در عین اینكه هنوز زنده است، دنیای دیگر را در مقابل خود حاضر

 می بیند. قبل از آن لحظه، توبه انسان قبول است ولی در آن لحظه دیگر توبه مقبول

 نیست، هم چنان كه در عالم آخرت هم توبه معنی ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه

 پیدا می كند و نه فرضا اگر بخواهد توبه كند، كه قطعا توبه واقعی نخواهد بود و فقط

 یك عمل ظاهری است، توبه او پذیرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

بصیرت در دین

بصیرت در دین یعنی اطلاع کافی و صحیح در امور دینی داشته باشد ، حلال را از حرام ، واجب را از غیر واجب تشخیص بدهد ، به عنوان نمونه خوارج در تاریخ اسلام گروهی بودند که از این بصیرت محروم بودند ، به همین جهت آنها یک آیه قرآن را که می‏فرماید : " « إن الحکم‏إلا لله یقص الحق و هو خیر الفاصلین » فرمان جز به دست خدا نیست که حق را بیان می کند و او بهترین داوران است. (انعام ، . 57) دست آویز قرار دادند و جمله " لا حکم‏إلا لله " را شعار خود ساختند ، در صورتی که این آیه ربطی ندارد به موضوعاتی از قبیل‏ موضوع حکمیت و امثال آن. بصیرت در دین اگر نباشد زیان امربه معروف و نهی از منکر بیشتر از سودش می باشد بصیرت در دین یعنی تشخیص کارشناسانه و دقیق نسبت به موضوع معروف و منکر و تشخیص این که مصداق واقعی معروف و منکر کدام است. گاهی یک اقدام خالی از بصیرت نه تنها جایگاه معروف را تثبیت نمی کند بلکه باعث سستی پایه آن و یا تقویت بنیاد منکر می شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

به طور کلی مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر را می توان به صورت زیر خلاصه نمود:

اولین درجه و مرتبه نهی از منکر هجر و اعراض است

یعنی وقتی‏ شما فرد یا افرادی را می‏بینید که مرتکب منکراتی می‏شوند، مرتکب کارهای‏ زشتی می‏شوند، به عنوان مبارزه با کار زشت او و برای اینکه او را از کار زشتش باز دارید، از او اعراض می‏کنید، وی را مورد هجر قرار می‏دهید، یعنی با او قطع رابطه می‏کنید.البته‏ انسان باید در باب امر به معروف و نهی از منکر منطق به کار ببرد، این در موردی است که اگر شما به آن شخصی که با او صمیمیت دارید قطع رابطه کنید و نسبت به او سردی نشان دهید، این عمل‏ شما نسبت به او تنبیه باشد و تنبیه تلقی شود، و الا مواردی هم هست که کسی ، فرزند شما ، دوست شما ، جوانی ، مبتلا به عادت زشتی شده است و رابطه او با شما روی عادتی است که از گذشته داشته است، چه بسا از اینکه شما با او قطع رابطه کنید استقبال می‏کند تا او هم با شما قطع رابطه کند و آزادتر دنبال منکرات و کارهای زشت برود. پس این که علما می‏گویند یکی از درجات امر به معروف و نهی از منکر اعراض و هجر است ، در موردی است که کار شما اثر بگذارد و اثر آن هم‏ تنبیه طرف باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

درجه دوم مرحله‏ زبان است.

مرحله پند و نصیحت و ارشاد است، یعنی بسا هست آن بیماری‏ که دچار منکری هست و عمل زشتی را مرتکب می‏شود، به خاطر جهالت و نادانی او است، تحت تاثیر یک سلسله تبلیغات قرار گرفته است، احتیاج به مربی دارد، احتیاج به هادی و راهنما و معلم دارد، احتیاج به‏ روشن کننده دارد، احتیاج به فردی دارد که با او تماس بگیرد، با کمال‏ مهربانی با او صحبت کند، موضوع را با او در میان بگذارد، معایب و مفاسد را برای او تشریح کند تا آگاه شود و باز گردد. به این معنی که در مواردی که کسی با ما تماس دارد و نیز به یک عمل منکر و زشتی ابتلا دارد و ما می‏توانیم با منطقی روشنگر او را به ترک آن عمل قانع کنیم، بر ما واجب است که با چنین منطقی با آن شخص تماس بگیریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

مرحله سوم ، مرحله عمل است.

گاهی طرف در درجه‏ای و در حالی است که‏ نه اعراض و هجران ما تاثیری بر او می‏گذارد و نه می‏توانیم با منطق و بیان‏ و تشریح مطلب ، او را از منکر باز داریم، بلکه باید وارد عمل شویم، اگر وارد عمل شویم، می‏توانیم، البته معنای وارد عمل شدن تنها زور گفتن نیست، کتک زدن و مجروح کردن نیست، البته نمی‏گویم در هیچ جا نباید تنبیه عملی شود، بله‏ مواردی هم هست که جای تنبیه عملی است، اسلام دینی است که طرفدار حد است، طرفدار تعزیر است، یعنی دینی است که معتقد است مراحل و مراتبی‏ می‏رسد که مجرم را جز تنبیه عملی چیز دیگری تنبیه نمی‏کند و از کار زشت‏ باز نمی‏دارد. اما انسان نباید اشتباه کند و خیال کند که همه موارد ، موارد سختگیری و خشونت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

پس معنای احتمال تأثیر اینست که احتمال بدهی‏ مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. حال از شما سؤال می‏کنم که چرا در مورد نماز نگفته‏اند اگر احتمال می‏دهی‏ این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست مترتب می‏شود بخوان، و اگر احتمال نمی‏دهی نخوان؟ وهمچنین درباره وضو و روزه و حج و غیره. برای این که آنها تعبدی محض می‏باشند. ما نمی‏توانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در این که باید بکنیم یا نباید بکنیم و چه جور بکنیم‏ دخالت بدهیم. ولی امر به معروف و نهی از منکر از کارهائی است که‏ ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید است و به چه شکل مفید است و مؤثر است و بهتر ثمر می‏دهد و بار می‏دهد و نتیجه می‏دهد، همه را شارع در اختیار عقل ما و فکر ما و منطق ما گذاشته است. عرض کردم صاحب‏ جواهر هم می‏گوید: در همه موارد، یگانه چیزی را که باید در نظر گرفت‏ اینست که به چه نحو و به چه شکل و با چه کیفیت و چه وسیله، به هدف و مقصود نزدیک می‏شویم. اگر این مطلب را خوب بفهمیم طرز فکر ما در فهم اخبار و احادیث امر به معروف و نهی از منکر عوض می‏شود و بسیاری از تعارضهائی که خیال‏ می‏کنیم بین ادله این اصل در بعضی خصوصیات وجود دارد مرتفع می‏شود. خلاصه اینکه اگر ما راستی می‏خواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم‏ باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین‏ حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی روانشناسی و اجتماعی. در این وقت است که صد در صد امید موفقیت هست                           از طرف : کربلایی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان احتمال اثر بدهد. معنی این جمله چیست؟ امر به معروف و نهی از منکر را بشر باید با منطق خودش اداره کند، یعنی همیشه در کارها باید روی آن نتیجه‏ای که‏ باید بر آن مترتب بشود، حساب بکند، نیرو مصرف می‏کنی ، مایه مصرف‏ می‏کنی، امر به معروف و نهی از منکر می‏کنی، ولی حساب کن ببین در این‏ کار ، تو چقدر به نتیجه و هدف می‏رسی. مثل تاجری باش که وقتی سرمایه‏اش‏ را خرج می‏کند، روی حساب می‏خواهد سودی که از این کار می‏برد، بیش از سرمایه‏ای باشد که مصرف می‏کند. اگر می‏خواهید بدانید که در متن دستورات اسلامی به دخالت دادن منطق در امر به معروف و نهی از منکر توجه شده، به این نکته توجه کنید: فقهاء عموما به استناد اخبار و احادیث گفته‏اند که یکی از شرائط امر به معروف‏ و نهی از منکر احتمال تأثیر است. احتمال اثر یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد: نماز مصلحتی دارد، روزه مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، امر به معروف و نهی از منکر هم مصلحتی دارد. مصلحت این کار اینست که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد.                                                             از طرف:کربلایی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
یکی دیگر از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد، یعنی آدم ناتوان نباید امر به‏ معروف و نهی از منکر بکند. این مطلب در اخبار و روایات ما هم‏ هست، متن حدیث است که در فقه ما هم آمده است: « انما یجب علی القوی المطاع» امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد. یعنی آدم ناتوان نباید امر به‏ معروف و نهی از منکر بکند، یعنی‏ حساب اینست که امر به معروف و نهی از منکر برای رسیدن به نتیجه است، برای اینست که : نیرو را حفظ کن و نتیجه بگیر. اما آنجا که تو ناتوان‏ هستی، یعنی نیرویت را از دست می‏دهی و به نتیجه نمی‏رسی، نه. دراینجا یک اشتباه بسیار بزرگ برای بعضیها پیدا شده است و آن اینکه‏ ممکن است کسی بگوید: من که قدرت ندارم فلان کار را انجام بدهم، اسلام‏ هم که گفته اگر قدرت نداری، نکن، پس دیگر من خیالم راحت است. این ، اشتباه است، اینجا که می‏گویند احتمال ، نه معنایش اینست که برو در خانه‏ات‏ بنشین، بعد بگو من احتمال اثر می‏دهم، احتمال اثر نمی‏دهم. در این مورد باید بروی کوشش بکنی، حداکثر تحقیق را بکنی‏، تا ببینی و بفهمی که آیا به نتیجه می‏رسی یا نمی‏رسی. کسی که بی‏اطلاع‏ است و دنبال تحقیق هم نمی‏رود تا بفهمد از این امر به معروف و نهی از منکرش به نتیجه می‏رسد یا نمی‏رسد، چنین عذری را ندارد. اسلام هم می‏گوید بسیار خوب ، ولی برو قدرت را به دست بیاور ، این ، شرط وجود است ، نه شرط وجوب. یعنی گفته‏اند تا ناتوانی دست به کاری نزن که به نتیجه نمی‏رسی ، ولی برو توانایی را به دست آور تا بتوانی به نتیجه برسی.
در امر به معروف و نهی از منکر باید دید امر به معروف و نهی از منکر را برای چه می‏خواهی بکنی؟ در چه موضوعی می‏خواهی امر به معروف و نهی از منکر کنی؟ یک وقت موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع کوچکی است‏، مثلا کسی کوچه را کثیف می‏کند، پوست خربزه را می‏اندازد در کوچه ، شما اینجا باید نهی از منکر کنید، باید او را ارشاد و هدایت کنید، باید به او بگویید این کار را نکن درست نیست، حالا اگر شما برای نهی از منکر کردن در چنین مسئله‏ای ، به خاطر پوست خربزه در کوچه انداختن ، بدانید یک فحش ناموسی به شما می‏دهد، در این صورت این کار آنقدر ارزش ندارد که شما یک فحش ناموسی بشنوید.
                                                                                  از طرف کربلایی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

بعضی از ما مسلمونا از امر به معروف و نهی از منکر سر باز می زنیم"و هر چند ممکنه از بی توجهی دیگران به معروف و یا ارتکاب منکر افسرده و ناراحت باشیم"ولی اینگونه استدلال می کنیم که گفتن ما اثری نداره و کسی حرف ما رو قبول نمی کنه.و با این بیان به خیال خودمون تکلیفمون رو انجام دادیم و خودمون رو در مقابل اون چیزهایی که در جامعه میگذره " غیر مسول می دونیم.

اشتباه ما اینه که گمان میکنیم:امر به معروف و نهی از منکر تنها یه مرحله داره و اون هم گفتن با زبونه(تذکر لسانی)که اگر تو این مرحله "احتمال تاثیر  وجود نداشت " تکلیف بر داشته میشه.

و یه چیز دیگه اینکه فکر می کنیم امر به معروف و نهی از منکر صرفا یه کار انفرادیه.حال اونکه اگه گفتن یه نفر موثر نیست باید تعداد بیشتری اقدام کنیم تا موثر واقع شه و اگه گفتار "تاثیری نداشته باشه"نوبت به مرحله ی دوری کردن و کناره گیری از گناهکاران فرا می رسه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
حضرت امیر(ع) در دوران حکومت خود" در میان اصحاب خود همیشه با افراد سست و کم تحرک مواجه بود و از آنها گلایه داشت:به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان معاویه بر یک زن مسلمان و یک زن کافر ذمی وارد شده خلخال"دست بند"گردن بند و گوشواره ی او را ربوده و آن زن با گریه و زاری از خویشاوندان خود " تقاضای کمک داشته و نمی توانسته جلوی آنها را بگیرد" آنان از این غنیمت باز گشتند بدون آنکه هیچ یک از آنها صدمه ای ببیند"اگر مسلمانی با شنیدن این واقعه از غم و غصه جان دهد نباید ملامت شود

                                                                                  (نهج البلاغه"نامه۲۷)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

نمیدونم چرا بعضی ها(تاکید میکنم بعضی ها!!!) وقتی اسم امر به معروف میاد به یاد برخورد های فیزیکی مامورن آمر میفتند؟بابا امر به معروف همیشه جلوی بی حجابی رو گرفتن و برخورد با خلافکاران نیست.راهنمایی کردن حتی ۱ کودک به کار پسندیده هم یه نوعی امر به معروفه.یا جلوگیری کردن از یک کار ناپسند حتی با یک لبخند نوعی نهی از منکره. اصلا امر به معروف ۴ مرحله داره.اول با نگاه کردن به یه فرد و فهماندن کار مثلا اشتباه او شروع میشه و مرحله ی آخر آن برخورد فیزیکی هست.اما متاسفانه بعضی ها (برای بار دوم تاکید میکنم بعضی ها!!!)تا اسم امر به معروف میاد فکر میکنن که میزنن و میبرنو ...  .شما بعضی ها! اگه کسی مزاحم اعضای خانوادتون یا بستگانتون بشه دوست ندارید که فرد مزاحم به سزای اعمالش برسه؟آیا تا حالا سعی کردید خودتونو جای یه برادر یا پدری بذارید که به خواهر یا فرزندش تجاوز کردن؟آدم همیشه باید همه ی جنبه ها رو در نظر بگیره.

                                                                                      سخن نویسنده                             

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/22ساعت 1 قبل از ظهر  توسط فدایی رهبر | 

مردم همیشه در خیر هستند تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند           رسول اکرم(ص)

سخن بنده:با وجود فرمایش گهر بار پیامبر اکرم (ص) مردم باید تا آنجا که میتوانند امر به معروف و نهی از منکر کنند.لیکن متاسفانه میبینیم که افرادی از خدا بی خبر هستند که با آمرین به معروف همکاری نمیکنند و حتی در بعضی مواقع به مقابله با انان می پردازند.ان شاالله که ایزد منان آنها را به راه راست هدایت کند.مگر غیر از این است که امربه معروف  نهی از منکر برای حفظ ناموس است؟بنده که بعید میدانم کسی پیدا شود که نسبت به ناموس خود بی تفاوت باشد.اگر هرکسی بتواند با رعایت شرایط امر به معروف و نهی از منکر این وظیفه ی شرعی را حتی بصورت تذکر لسانی انجام دهد دیگر شاهد تباه شدن جوانان وجامعه نخواهیم بود.دیگر شاهد لکه دار شدن عفت دختران نخواهیم بود.دیگر نخواهیم دید که افرادی هوسباز بدنبال ناموس دیگران هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فدایی رهبر | 
 
بسم رب الحسین
با یاد خدا دلها آرام میگیرد
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام.اسم من مقداده..2تا آرزو تو این دنیای وانفسا دارم.اولیش شهادته.دومیش دیدن گل روی رهبر عزیزمون(حفظ الله)هست.انشاالله. سعی میکنم تا اونجا که میتونم مطلب هام رو به روز کنم.اگه لایق دونستید نظر هم بدید تا در بهتر شدن این وبلاگ از اونها استفاده کنم. به امید ظهور حضرت ولی عصر(عج).یا علی مدد.
در ضمن این وبلاگه یکی از دوستان بنده هست.حتما سر بزنید
www.ashke-faryad.blogfa.com

پیوندهای روزانه
پايگاه رسمی هیات رزمندگان شمیرانات
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1388
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
موضوعات مطالب وبلاگ
امر به معروف و نهی از منکر
حجاب
گالری تصاویر (بسیجیان)
فدائیان سید علی
***اشک فریاد***
کربلایی 110(علی اکبر محمد زاده)
دخترای بسیجی
شهر تیله ای
رقص گلها
هیئت محبین ام الائمه فاطمه
دل نوشته های قاصدک
غرفه ی ناز
شهیدان محمد زاده
هنر جنگ
کهف الشهدا
گروه فرهنگی افلاکیان
منتظران ظهور
در سایه سار معرفت
خدا کنه صاحبش(مهدی فاطمه)زودتر بیاد...
انتظار فرج
جنگ خاموش(جبهه ی فرهنگی)
چفیه ی خاکی
فدایی سید علی
یا حسین(ع)سالار زینب
استاد مهدي طيّب ( حفظه الله )
مهدی زهرا(عج)...
کاروان بهشتیان زمین
هیات بیت الزهرا(س)
ز گهواره تا گور دانش بجوی
ترنم عشق
نهانخانه ی دل
امتداد راه
افق توسل
شکوفه ی عصمت
شمیران
آل طه(خادم اهل بیت)
کوچه باغ(آدم برفی)
کجایی خدا
حجاب(حتما سر بزنید)
بسیجی عاشق ولایت
پرواز تا خدا...
فترس 67
ناد علی(ع)عشاق الزهرا(س)
پرواز به سوی مفقیت
بسیجیان خط شکن(فدایی ولایت)
دلتنگی های یک بسیجی
علمی سیاسی مذهبی
بیداریه
محمود احمدی نژاد(خاطرات شخصی)
حمید رضا علیمی(مداح محبوب و داداش خوب من)
اذان شهادت
شهادت طلب
ظهور نزدیک است...(عدالت طلب)
مبارز (یک بچه مسلمان)
شکوفه ی سیب
علمدار
پلاگفا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes

JavaScript Codes کدهای خفن جاوا اسکریپت

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران