![]() |
![]() |
|
| چگونگی انجام امر به معروف و نهی از منکر و توضیحاتی در مورد حجاب |
|
از کجا بگم؟ اینقدر حرفهای نگفته تو این سینه ی من هست که نمیدونم از کجا شروع کنم. آخه نمیشه آدم نسبت به همه چیز بی تفاوت باشه.تو استان سر سبز مازندران شهر هایی که تو نوار ساحلی قرار دارند و به اصطلاح توریستی هستند(که انشاالله توریستی نمیشد.که هر چی میکشیم از همین توریست های بی بند و بارند که ظاهرا به جای تفریح میان که ناموسشون رو به همه نشون بدن.) آخه من نمیدونم این غیرت کجا رفته؟شرف کجا رفته؟(البته بگم که همه ی مسافرین جزو این دسته نیستن.چونکه افراد بسیار محترم و خانواده داری هم برای مسافرت میان)وضعیت شهرها که افتضاح شده.لب ساحل ها که بماند.اصلا یه طوری شده که کسی بخواد تذکر هم بده تردید داره که این کار رو انجام بده یا نه؟که نکنه بعدش زیر سوال بره.از هر نا کجا آبادی میان اینجا هر غلطی دوست دارن میکنن. اون هم تو شهرهایی که ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ و یا خیلی بیشتر از این شهید داده.شهدا خوش بحالتون که رفتید و شاهد این درد کشیدن ها نیستید.اصلا همه ی اینها یه طرف من بعضی اوقات به خودم میگم وقتی که دهها چشم به دنبال یه خانم یا دختری هست اون شوهر یا برادر چطور به روی خودشون نمیارن که بابا این ناموسمونه.یه وقتایی فکر میکنم که خوشحال هم میشن. مسافرین محترم!!!!!!!!! میان سه ماهه تابستون یا تعطیلات عید هر کاری دوست دارن میکنن و با هر وضعی که میخوان میچرخن و میرن اونوقت چیزی که میمونه روسیاهی ما خدمت شهداست. خیلی ها میگن خب اینها میهمانند ولی ما مهمونه اینطوری صد سال دیگه هم نمیخوایم.به امام زمانمون (عج) چی بگیم؟؟؟؟؟؟؟ به درد میاد.خیلی حرفهای دیگه تو سینمه ولی نمیدونم چطور بگم. شاید بعدا نوشتم.میدونم که حرفهای من تاثیری نداره و من باید ازخودم شروع کنم ولی لا اقل با حرف زدن یه کم سبک میشم. به امید اون روزی که آقامون بیاد و امربه معروف و نهی ازمنکر واقعی رو اجرا کنه... آمین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت 1 بعد از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
با عرض سلام خدمت دوستان.مدتی درگیر یکسری مسائل بودم که
نتونستم وبم رو بروز کنم.راستش درد هایی تو دلمه که دیگه نمیتونم تو دلم نگه دارم. خلاصه اینکه بدون مقدمه میخوام برم سر اصل مطلب.
القصه: چرا؟؟؟ چرا امر به معروف و حتی نهی از منکر دیگه بین مردم و مسولین هیچ جایگاهی نداره؟؟؟ آخه بابا مگه از واجبات دینمون نیست؟مگه یکی از دلایل قیام عظیم کربلا امر به معروف نبود؟مگه امام حسین (ع) سر مبارکش رو در همین راه فدا نکرد؟ حسین و خیلی چیزهای دیگه.اما وقتی باید عمل کنم مثل ... جا میزنم.از این میترسم که نکنه آبروم بره؟!نکنه با حتی یه تذکر سرزنش بشم؟!اره این درست که اگه بحث آبرو و جان و مال و ناموس مطرح میشه و اگه در خطرند این وظیفه ساقط میشه اما بقیه ی موارد چی؟ میرم تو هیات یه ساعت تموم برا اهل بیت عزاداری میکنم اونوقت که میام بیرون انگار نه انگار..... خانم مثلا محترم(که انگار شوهر بی غیرتش با رضایت کاملا و از صمیم قلب ازش راضیه)رو میبینیم که با وضع وحشتناک و زننده تو کوچه و خیابون ...... بماند.... اونوقت منی که مدعی هستم شیعه ام خم به ابرو هم نمیارم.چرا باید اینطوری باشه؟ مسولین عزیز که قربونشون برم اصلا بیییییییییخیال. ای که بر ذات خراب بعضیهاشون(تاکید میکنم بعضیهاشون)لعنت.میدونی چرا؟ظاهرا مسولین گرامی(که به قول یه عزیزی بزرگترینو سنگینترین چیزی که بلند میکنن یه خودکار بیک -ه .نه سرما میخورن نه گرما. ماهی فلان قدر حقوق و مزایا و حق ماموریت میگیرن که البته ماموریتهاشون....باز هم بماند..)میخوان ارگانی نظیر ستاد اجرائی امر به معروف و نهی از منکر رو که از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایرانه حذف کنند یا خلاصه یه بلایی سرش بیارن.از یه بزرگی سوال کردم مگه فلانی یا فلانی یا ... نمیدونن که وضعه مملکت اینه و فساد اخلاقی و اجتماعی داره تو مملکت امام زمان(عج) بیداد میکنه؟اون بنده خدا گفت وقتی بچه های همون فلانی و فلانی که گفتی خودشون مشکل اخلاقی دارن اونوقت چه انتظاری میشه داشت؟؟؟ داشت. حالا نمیدونم اصلا من این وسط چیکارم که اینقدر دارم با ملت بحث و جدل میکنم؟؟؟ فقط میتونم یه دعا بکنم که خدایا!به همون امام زمانت قسمت میدم اگه این مسولین ما قابل هدایت نیستند در دنیا و آخرت رسواشون کن. < الهی آمین> |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/07/27ساعت 2 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
صاحب جواهر الکلام بعد از نقل این عبارتها یا قسمتی از این عبارتها از شیخ طوسی، اینطور به گفته خود ادامه می دهد: «نعم، من اعظم افراد الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و اعلاها و اتقنها و اشدها تأثیرا خصوصا بالنسبة الی رؤساء الدین هو ان یلبس رداء المعروف واجبه و مندوبه و ینزع رداء المنکر محرمه و مکروهه، و یستکمل نفسه بالاخلاق الکریمة، و ینزهها عن الاخلاق الذمیمة؛ یعنی آری، از بزرگترین امر به معروف و نهی از منکرها و بالاترین آنها و پایه دارترین آنها و مؤثرترین آنها خصوصا نسبت به زعماء دینی (که مردم به آنها و عمل آنها می نگرند) اینست که عملا جامه کار نیک بپوشد و در کارهای خیر، چه واجب و چه مستحب عملا پیشقدم باشد، جامه زشتکاری را از اندام خود دور کند، نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل کند و اخلاق زشت را از خود دور نگهدارد». بعد می فرماید: «فان ذلک منه سبب تام لفعل الناس المعروف و نزعهم المنکر، خصوصا اذا اکمل ذلک بالمواعظ الحسنة المرغبة و المرهبه، فان لکل مقام مقالا، و لکل داء دواء، و طب النفوس و العقول اشد من طب الابدان؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر از طریق حسن عمل، سبب مؤثر و کاملی است و ممکن نیست بی اثر بماند، خصوصا اگر به پند و اندرزهای خوب زبانی ضمیمه شود که هر مقامی سخنی را ایجاب می کند و هر دردی دوائی دارد. بهداشت و معالجه روح مردم مشکل تر و پرپیچ و خم تر است از معالجه بدن آنها». در آخر، سخن خود را به این جمله ختم می کند: «مسال الله التوفیق لهذه المراتب؛ یعنی از خدا مسئلت می نمائیم که ما را برای رسیدن به این درجات موفق بدارد». |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/06/13ساعت 2 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/19ساعت 1 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
مهلت توبه با توجه به آیات قرآن :
پروردگار را داشته باشد، برای اینكه خود را آماده كند باید از گذشته سیاه و تیره خود باز گردد و توبه كند. انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی كه مرگ مستقیما به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه كردن دارد. تنها در وقتی كه انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات ندارد توبه مورد قبول واقع نمی شود، آن ساعات و لحظات آخر كه در تعبیرات حدیثی، ساعت معاینه نامیده شده است، یعنی لحظه ای كه انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه می كند، بچشم می بیند، در عین اینكه هنوز زنده است، دنیای دیگر را در مقابل خود حاضر می بیند. قبل از آن لحظه، توبه انسان قبول است ولی در آن لحظه دیگر توبه مقبول نیست، هم چنان كه در عالم آخرت هم توبه معنی ندارد. نه انسان در آنجا حال توبه پیدا می كند و نه فرضا اگر بخواهد توبه كند، كه قطعا توبه واقعی نخواهد بود و فقط یك عمل ظاهری است، توبه او پذیرفته است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/17ساعت 3 بعد از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
بصیرت در دین |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/28ساعت 1 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
به طور کلی مراتب و درجات امر به معروف و نهی از منکر را می توان به صورت زیر خلاصه نمود: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
درجه دوم مرحله زبان است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
مرحله سوم ، مرحله عمل است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/02/25ساعت 0 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
پس معنای احتمال تأثیر اینست که احتمال بدهی مصلحت تشریع این حکم بر سخن یا عمل تو مترتب بشود. حال از شما سؤال میکنم که چرا در مورد نماز نگفتهاند اگر احتمال میدهی این نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتی که در نماز هست مترتب میشود بخوان، و اگر احتمال نمیدهی نخوان؟ وهمچنین درباره وضو و روزه و حج و غیره. برای این که آنها تعبدی محض میباشند. ما نمیتوانیم عقل خودمان را در کیفیت آنها و در این که باید بکنیم یا نباید بکنیم و چه جور بکنیم دخالت بدهیم. ولی امر به معروف و نهی از منکر از کارهائی است که ساختمان و کیفیت ترتیب آن و اینکه در کجا مفید است و به چه شکل مفید است و مؤثر است و بهتر ثمر میدهد و بار میدهد و نتیجه میدهد، همه را شارع در اختیار عقل ما و فکر ما و منطق ما گذاشته است. عرض کردم صاحب جواهر هم میگوید: در همه موارد، یگانه چیزی را که باید در نظر گرفت اینست که به چه نحو و به چه شکل و با چه کیفیت و چه وسیله، به هدف و مقصود نزدیک میشویم. اگر این مطلب را خوب بفهمیم طرز فکر ما در فهم اخبار و احادیث امر به معروف و نهی از منکر عوض میشود و بسیاری از تعارضهائی که خیال میکنیم بین ادله این اصل در بعضی خصوصیات وجود دارد مرتفع میشود. خلاصه اینکه اگر ما راستی میخواهیم این اصل فراموش شده را زنده کنیم باید مکتبی و روشی به وجود آوریم عملی (نه زبانی فقط) و در عین حال اجتماعی (نه انفرادی) و در عین حال منطقی و مبتنی بر اصول علمی روانشناسی و اجتماعی. در این وقت است که صد در صد امید موفقیت هست از طرف : کربلایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان احتمال اثر بدهد. معنی این جمله چیست؟ امر به معروف و نهی از منکر را بشر باید با منطق خودش اداره کند، یعنی همیشه در کارها باید روی آن نتیجهای که باید بر آن مترتب بشود، حساب بکند، نیرو مصرف میکنی ، مایه مصرف میکنی، امر به معروف و نهی از منکر میکنی، ولی حساب کن ببین در این کار ، تو چقدر به نتیجه و هدف میرسی. مثل تاجری باش که وقتی سرمایهاش را خرج میکند، روی حساب میخواهد سودی که از این کار میبرد، بیش از سرمایهای باشد که مصرف میکند. اگر میخواهید بدانید که در متن دستورات اسلامی به دخالت دادن منطق در امر به معروف و نهی از منکر توجه شده، به این نکته توجه کنید: فقهاء عموما به استناد اخبار و احادیث گفتهاند که یکی از شرائط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیر است. احتمال اثر یعنی احتمال نتیجه دادن. هر حکمی مصلحتی دارد: نماز مصلحتی دارد، روزه مصلحتی دارد، وضو مصلحتی، امر به معروف و نهی از منکر هم مصلحتی دارد. مصلحت این کار اینست که طرف به سخن یا عمل ما ترتیب اثر بدهد. از طرف:کربلایی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
یکی دیگر از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد، یعنی آدم ناتوان نباید امر به معروف و نهی از منکر بکند. این مطلب در اخبار و روایات ما هم هست، متن حدیث است که در فقه ما هم آمده است: « انما یجب علی القوی المطاع» امر به معروف و نهی از منکر بر کسی واجب است که قدرت داشته باشد. یعنی آدم ناتوان نباید امر به معروف و نهی از منکر بکند، یعنی حساب اینست که امر به معروف و نهی از منکر برای رسیدن به نتیجه است، برای اینست که : نیرو را حفظ کن و نتیجه بگیر. اما آنجا که تو ناتوان هستی، یعنی نیرویت را از دست میدهی و به نتیجه نمیرسی، نه. دراینجا یک اشتباه بسیار بزرگ برای بعضیها پیدا شده است و آن اینکه ممکن است کسی بگوید: من که قدرت ندارم فلان کار را انجام بدهم، اسلام هم که گفته اگر قدرت نداری، نکن، پس دیگر من خیالم راحت است. این ، اشتباه است، اینجا که میگویند احتمال ، نه معنایش اینست که برو در خانهات بنشین، بعد بگو من احتمال اثر میدهم، احتمال اثر نمیدهم. در این مورد باید بروی کوشش بکنی، حداکثر تحقیق را بکنی، تا ببینی و بفهمی که آیا به نتیجه میرسی یا نمیرسی. کسی که بیاطلاع است و دنبال تحقیق هم نمیرود تا بفهمد از این امر به معروف و نهی از منکرش به نتیجه میرسد یا نمیرسد، چنین عذری را ندارد. اسلام هم میگوید بسیار خوب ، ولی برو قدرت را به دست بیاور ، این ، شرط وجود است ، نه شرط وجوب. یعنی گفتهاند تا ناتوانی دست به کاری نزن که به نتیجه نمیرسی ، ولی برو توانایی را به دست آور تا بتوانی به نتیجه برسی.
در امر به معروف و نهی از منکر باید دید امر به معروف و نهی از منکر را برای چه میخواهی بکنی؟ در چه موضوعی میخواهی امر به معروف و نهی از منکر کنی؟ یک وقت موضوع امر به معروف و نهی از منکر موضوع کوچکی است، مثلا کسی کوچه را کثیف میکند، پوست خربزه را میاندازد در کوچه ، شما اینجا باید نهی از منکر کنید، باید او را ارشاد و هدایت کنید، باید به او بگویید این کار را نکن درست نیست، حالا اگر شما برای نهی از منکر کردن در چنین مسئلهای ، به خاطر پوست خربزه در کوچه انداختن ، بدانید یک فحش ناموسی به شما میدهد، در این صورت این کار آنقدر ارزش ندارد که شما یک فحش ناموسی بشنوید. از طرف کربلایی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/24ساعت 3 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
بعضی از ما مسلمونا از امر به معروف و نهی از منکر سر باز می زنیم"و هر چند ممکنه از بی توجهی دیگران به معروف و یا ارتکاب منکر افسرده و ناراحت باشیم"ولی اینگونه استدلال می کنیم که گفتن ما اثری نداره و کسی حرف ما رو قبول نمی کنه.و با این بیان به خیال خودمون تکلیفمون رو انجام دادیم و خودمون رو در مقابل اون چیزهایی که در جامعه میگذره " غیر مسول می دونیم. اشتباه ما اینه که گمان میکنیم:امر به معروف و نهی از منکر تنها یه مرحله داره و اون هم گفتن با زبونه(تذکر لسانی)که اگر تو این مرحله "احتمال تاثیر وجود نداشت " تکلیف بر داشته میشه. و یه چیز دیگه اینکه فکر می کنیم امر به معروف و نهی از منکر صرفا یه کار انفرادیه.حال اونکه اگه گفتن یه نفر موثر نیست باید تعداد بیشتری اقدام کنیم تا موثر واقع شه و اگه گفتار "تاثیری نداشته باشه"نوبت به مرحله ی دوری کردن و کناره گیری از گناهکاران فرا می رسه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/24ساعت 1 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
حضرت امیر(ع) در دوران حکومت خود" در میان اصحاب خود همیشه با افراد سست و کم تحرک مواجه بود و از آنها گلایه داشت:به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان معاویه بر یک زن مسلمان و یک زن کافر ذمی وارد شده خلخال"دست بند"گردن بند و گوشواره ی او را ربوده و آن زن با گریه و زاری از خویشاوندان خود " تقاضای کمک داشته و نمی توانسته جلوی آنها را بگیرد" آنان از این غنیمت باز گشتند بدون آنکه هیچ یک از آنها صدمه ای ببیند"اگر مسلمانی با شنیدن این واقعه از غم و غصه جان دهد نباید ملامت شود
(نهج البلاغه"نامه۲۷) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/23ساعت 1 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
نمیدونم چرا بعضی ها(تاکید میکنم بعضی ها!!!) وقتی اسم امر به معروف میاد به یاد برخورد های فیزیکی مامورن آمر میفتند؟بابا امر به معروف همیشه جلوی بی حجابی رو گرفتن و برخورد با خلافکاران نیست.راهنمایی کردن حتی ۱ کودک به کار پسندیده هم یه نوعی امر به معروفه.یا جلوگیری کردن از یک کار ناپسند حتی با یک لبخند نوعی نهی از منکره. اصلا امر به معروف ۴ مرحله داره.اول با نگاه کردن به یه فرد و فهماندن کار مثلا اشتباه او شروع میشه و مرحله ی آخر آن برخورد فیزیکی هست.اما متاسفانه بعضی ها (برای بار دوم تاکید میکنم بعضی ها!!!)تا اسم امر به معروف میاد فکر میکنن که میزنن و میبرنو ... .شما بعضی ها! اگه کسی مزاحم اعضای خانوادتون یا بستگانتون بشه دوست ندارید که فرد مزاحم به سزای اعمالش برسه؟آیا تا حالا سعی کردید خودتونو جای یه برادر یا پدری بذارید که به خواهر یا فرزندش تجاوز کردن؟آدم همیشه باید همه ی جنبه ها رو در نظر بگیره. سخن نویسنده |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/22ساعت 1 قبل از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/21ساعت 3 بعد از ظهر توسط فدایی رهبر |
|
|
بسم رب الحسین با یاد خدا دلها آرام میگیرد آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام.اسم من مقداده..2تا آرزو تو این دنیای وانفسا دارم.اولیش شهادته.دومیش دیدن گل روی رهبر عزیزمون(حفظ الله)هست.انشاالله. سعی میکنم تا اونجا که میتونم مطلب هام رو به روز کنم.اگه لایق دونستید نظر هم بدید تا در بهتر شدن این وبلاگ از اونها استفاده کنم. به امید ظهور حضرت ولی عصر(عج).یا علی مدد.
در ضمن این وبلاگه یکی از دوستان بنده هست.حتما سر بزنید www.ashke-faryad.blogfa.com |
| پیوندهای روزانه |
|
پايگاه رسمی هیات رزمندگان شمیرانات پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| موضوعات مطالب وبلاگ |
|
امر به معروف و نهی از منکر حجاب گالری تصاویر (بسیجیان) |
|
RSS
|